یک سال و 3 ماه و 22 روزگی
امروز نینی پارتی داشتیم خونه آرزو.
با بدبختی تونستم شرکتو بپیچونم و به سرعت خودمو رسوندم بهت خونه مامان فائقه.
کلی تو ذوق بودم که ساعت 1 تونسته بودم ببینمت.
باهم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم. خاله الی و آنیتا سر خیابون منتظرمون بودن.
باهم راه افتادیم. تو راه هی به خاله الی اشاره می کردم تند بیا. تو می خندیدی به این کارای من!!!
بعد که انقدر خاله الی آروم رانندگی کرد که تو خوابت برد!
رسیدیم خونه خاله آرزو.
تو از یه قدمی در تو نمی اومدی. هنوز یخت باز نشده بود. هرکاریت کردم که بریم تو اتاق لباستو عوض کنیم نیومدی.
همون دم در ، دامن کوتاهه با بلوزتو تنت کردم. یونا یه توپ گنده دستش بود و تو اونو می خواستی هی به من اشاره می کردی منم بهت می گفتم لطفا برو خودت بگیر از یونا.
من رفتم تو اتاق لباسمو عوض کنم. تو همچنان دم در با خودت درگیر بودی!!!!
دیگه آخرش رفتی و توپو گرفتی.
بعد شروع کردم بهت غذا بدم. یکم غذای خودتو خوردی. بعد خاله سمیه بهت اسنک داد. خیلی خوشت اومده بود. گرفتی دستت و شروع کردی به خوردن. تا تهشو خوردی فسقلکم.
بعد هم دوغ خواستی. کلی دوغ هم میل کردی!
با بچه ها هم که کلا سر اون توپه درگیر بودی!!! به هیچ کی نمی دادیش!
بعد هم سر موبایل من با بقیه دعوا می کردی. موبایل من دستت بود. هرکسی در فکرش می گذشت که موبایلو ازت بگیره تو جیغ می زدی!!! واقعا عالیه!!!! خخخخخ این از تربیت کردن دختر ما!
آخر وقت خیلی خسته بودی . گذاشتمت تو ماشین خوابیدی.
امروز دیگه تصمیم قطعیمو واسه سرکار نرفتن گرفتم.
امروز عاشقونه نگات می کردم و دلم برات می رفت .وقتی می دیدمت هم دلم برات تنگ می شد. دیگه طاقت دوریتو ندارم.
کل راه که داشتم می رفتم دنبال بابائی گریه می کردم. و لحظه شماری می کردم برای اون روزایی که باهم خواهیم داشت. عاشقونهههههه
بابائی رو سوار کردیم. تو یکم بیدار شدی بابائی بردت پیش عمو حسام. طبق معمول گریه کردی!!!
بعد همه با هم رفتیم تاج محل. برای اولین بار بود که باهم رفتیم اونجا البته تو رستورانش باهم نشستیم.
اولش خوب بودیا. برات آب پرتقال سفارش دادیم. کلی خوردی. بعد برات از این نشونه های هندی وسط پیشونیت چسبوندن.
گارسونه بهت گل داد. برای اولین بار گل رو دیدی و بوییدیش. خیلی خوشت اومده بود.
قیمه نان خوردی کلی.
بعد هم کباب و برنج. البته آخراش دیگه داشتی می ترکوندی اونجا رو که رفتیم!!!


یک سال و 3 ماه و 22 روزگی 
